السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
336
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
خطيرى است كه در فراخور همهكس نيست ولى فهميدن ظواهر آيات قرآن به طور ساده براى عموم اهل زبان ممكن است ، آن چه اين روايتها براى عموم غير قابل درك مىدانند ، همان شناخت كامل قرآن و تأويل يا تفسير عميق آن مىباشد نه ظواهرش . رواياتى كه در فصل پيش آورديم ، اين حقيقت را تأييد مىكنند زيرا از آنها نيز استفاده مىشد كه فهميدن ظاهر قرآن اختصاص به معصومين ندارد . گواه ديگر بر اين گفتار آن است كه در روايت اول ، امام به ابو حنيفه مىفرمايد : خداوند از كتاب خود حتى يك حرف هم به توارث نداده است ، امام با اين بيان ، به اين معنى اشاره مىكند كه خداوند اوصيا و جانشينان حق پيامبر را وارث قرآن كرده ، به اين مقام عالى اختصاصشان داده است ، آنجا كه مىفرمايد : ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا « 1 » سپس كتاب [ آسمانى ] را به گروهى از بندگان برگزيدهء خود به ميراث داديم . ( 1 ) - بنابراين ، فهم و شناخت واقعى و كامل قرآن و آياتش و پى بردن به حقيقت آن و تأويلاتش اختصاص به اولياى خاص و بندگان ممتاز خدا دارد و ديگران بهره و نصيبى در آن ندارند . اين است معناى گفتار امام صادق ( ع ) به ابو حنيفه ، زيرا درست نيست كه گفته شود ، ابو حنيفه كوچكترين چيزى از قرآن را نمىدانست و حتى مثلا « قل هو اللّه احد » و مانند آن را كه معناى صريح و روشنى دارد ، نمىفهميد . اين بود خلاصه معناى رواياتى كه مىگويند كليد فهم قرآن تنها در دست عدهء خاص و افراد مخصوصى است و در اين باره روايات فراوانى وجود دارد كه قسمتى از آنها را در ضمن مباحث گذشته در همين كتاب آوردهايم . 2 - تفسير دلبخواهى ممنوع است طرفداران عدم حجيت ظواهر قرآن مىگويند : اتكا به آن چه از ظاهر الفاظ قرآن فهميده مىشود ، همان تفسير به رأى و برداشت دلبخواهى است كه در روايات فراوان و يقينآور از آن نهى و جلوگيرى به عمل آمده است .
--> ( 1 ) فاطر / 32 .